خلاقیت و نوآوری خلاقیت و نوآوری
خلاقیت و نوآوری از ویژگیها و قابلیتهای انسان است که نقش مهمی در زندگی وی دارد. این ویژگی باعث پیشرفت انسان در تمامی عرصهها میشود و بهعبارتی میتواند کیفیت زندگی او را تعیین کند، از این رو اهمیت بسیاری دارد. خلاقیت نیز مانند «عشق» و «شادی» از آن دسته مفاهیم جذابی است که معانی متعددی دارد.

تعریف خلاقیت
از خلاقیت تعریفهای زیادی شده است. در اینجا برخی از تعاریف مهم را مورد برسی قرار میدهیم:
- خلاقیت یعنی تلاش برای ایجاد یک تغییر هدفدار در توان اجتماعی یا اقتصادی سازمان
- خلاقیت بکارگیری تواناییهای ذهنی برای ایجاد یک فکر یا مفهوم جدید است
- خلاقیت یعنی توانایی پرورش یا به وجود آوردن یک انگاره یا اندیشه جدید (در بحث مدیریت نظیر به وجود آوردن یک محصول جدید است)
- خلاقیت عبارت است از طی کردن راهی تازه یا پیمودن یک راه طی شده قبلی به طرزی نوین
آلبرت انیشتین برای تعریف خلاقیت از اصطلاح «بازی ترکیبی» استفاده میکند. او نامهای به یک ریاضیدان فرانسوی نوشت و در این نامه نظر خود را اینگونه بیان کرد:
گویا کلمات یا زبان هیچ نقشی در سیستم فکری من ندارند. به نظر من موجودات که عناصری هستند در خدمت افکار من، مانند نشانهها و تصاویر کموبیش واضحی هستند که میتوانند بازتولید شوند یا با هم ترکیب شوند. البته بین این عناصر و مفاهیم منطقیشان یک ارتباط ویژه وجود دارد و واضح است که هدف و مطلوب ما این است که بتوانیم نهایتا به این ارتباط و پیوند منطقی مفاهیم با هم دست یابیم. اما از منظر روانشناختی، به نظر میرسد این بازی ترکیبی برای تفکر خلاق و مولد، حیاتی باشد.


استیو جابز با تأکید بر اهمیت ساخت یک گنجینهی شخصی و قوی از تجربیات و ایدههای مرتبط با هم، این مفهوم را واضحتر بیان کرد و آن را کاملتر کرد:
خلاقیت یعنی اتصال چیزها. وقتی از آدمهای خلاق میپرسید که چطور فلان کار را انجام دادند، آنها کمی احساس گناه میکنند، چون واقعا کار خاصی انجام ندادهاند، فقط توانستهاند دقیقتر ببینند. آنها توانستهاند تجربههای خود را به هم مرتبط کنند و چیز جدیدی درست کنند.
به این دلیل آنها توانستهاند فلان کار خلاقانه را انجام دهند که نسبت به سایر مردم تجربهی بیشتری دارند یا بیشتر از سایرین به تجربههایشان فکر میکنند. متأسفانه بسیاری از مردم در حرفهی ما بهاندازهی کافی تجربههای متنوع ندارند و از آنجا که نسبت به مشکلات دید بازی ندارند، راهحلهایی که ارائه میدهند نیز بسیار خطی است، چون بهاندازه کافی نقطه ندارند که آنها را به هم وصل کنند.
هر کس درک و تجربهی بیشتری داشته باشد، بهتر طراحی خواهد کرد.
پروبرت جی استرنبرگ و لینداای اوهارادر بررسیهای خود شش عامل را در خلاقیت افراد مؤثر دانستهاند:
• دانش: داشتن دانش پایهای در زمینهای محدود و کسب تجربه و تخصص در سالیان متمادی.
• توانایی عقلانی: توانایی ارائه ایده خلاق از طریق تعریف مجدد و برقراری ارتباطات جدید در مسائل.
• سبک فکری: افراد خلاق عموماً در مقابل روش ارائه شده از طرف سازمان و مدیریت ارشد، سبک فکری ابداعی را بر میگزینند.
• انگیزش: افراد خلاق عموماً برای به فعل در آوردن ایدههای خود برانگیخته میشوند.
• شخصیت: افراد خلاق عموماً دارای ویژگیهای شخصیتی مانند مصر بودن، مقاوم بودن در مقابل فشارهای بیرونی و داخلی و نیز مقاوم بودن در مقابل وسوسه همرنگ جماعت شدن هستند.
• محیط: افراد خلاق عموماً در داخل محیطهای حمایتی بیشتر امکان ظهور مییابند.

این محققان مشخص کردند که عمدهترین دلیل عدم کارایی برنامههای آموزش خلاقیت تاکید صرف این برنامهها بر تفکر خلاق به عنوان یکی از شش منبع مؤثر در خلاقیت میباشد. جایی که سایر عوامل نیز تأثیر بسزایی در موفقیت و شکست برنامههای آموزشی خلاقیت ایفا میکنند جورج اف نلر در کتاب هنر و علم خلاقیت برای خلاقیت مراحل چهارگانه:
آمادگی، نهفتگی، اشراق و اثبات را ذکر کرده است.از این دید، افراد خلاق ابتدا با مسئله یا یک فرصت آشنا شده و سپس از طریق جمع آوری اطلاعات با مسئله یا فرصت مورد نظر درگیر میشوند. در مرحله بعد افراد خلاق روی مسئله تمرکز میکنند، در این مرحله فعالیت ملموسی مشاهده نمیشود و فرد سعی در نظم دادن تفکرات، اندیشهها، تجارب و زمینههای قبلی خود جهت نیل به یک ایده دارد.درگیری ذهنی عمیق فرد (خودآگاه و ناخودآگاه) فراهم کردن فرصت (جهت تفکر بر مسئله) منجر به خلق و ظهور ایدهای جدید و بدیع میشود. در نهایت فرد خلاق در صدد برمیآید صلاحیت و پتانسیل ایده خویش را به اثبات برساند.
تعریف خلاقیت از دیدگاه روانشناسی
خلاقیت یکی از جنبههای اصلی تفکر یا اندیشیدن است. تفکر عبارت است از فرایند بازآرایی یا تغییر اطلاعات و نمادهای کسب شده موجود در حافظه درازمدت. تفکر بر دو نوع است:
• تفکر همگرا: تفکر همگرا عبارت است از فرایند بازآرایی یا دوباره سازی اطلاعات و نمادهای کسب شده موجود در حافظه درازمدت.
• تفکر واگرا: تفکر واگرا عبارت است از فرایند ترکیب و نوآرایی اطلاعات و نمادهای کسب شده موجود در حافظه درازمدت، خلاقیت یعنی تفکر واگرا.
براساس این تعریف خلاقیت ارتباط مستقیمی با قوه تخیل یا توانایی تصویرسازی ذهنی دارد. این توانایی عبارت است از فرایند تشکیل تصویرهایی از پدیدههای ادراک شده در ذهن و خلاقیت عبارت است از فرایند یافتن راههای جدید برای انجام دادن بهتر کارها؛
خلاقیت یعنی توانایی ارائه راه حل جدید برای حل مسائل؛
خلاقیت یعنی ارائه فکرها و طرحهای نوین برای تولیدات و خدمات جدید و استمرار آن پس از غیبت آن پدیدهها.
تعریف خلاقیت از دیدگاه سازمانی
خلاقیت یعنی :
ارائه فکر و طرح نوین برای بهبود و ارتقاء کمیت یا کیفیت فعالیتهای سازمان؛ مثلاً افزایش بهرهوری، افزایش تولیدات یا خدمات، کاهش هزینهها، تولیدات یا خدمات از روش بهتر، تولیدات یا خدمات جدید و غیره.
خلاقیت و نوآوری چگونه با هم مرتبط شدهاند؟
خلاقیت به طور عام یعنی توانایی ترکیب اندیشهها به شیوهای منحصر به فرد یا ایجاد ارتباطی غیرمعمول بین اندیشهها. یک سازمان که مشوق نوآوری است سازمانی است که دیدگاههای ناشناخته به مسائل یا راه حلهای منحصر برای حل مسائل را ارتقا میدهند. نوآوری فرایند کسب اندیشهای خلاق و تبدیل آن به محصول و خدمت و یا یک روش عملیاتی مفید است.
منظور از نوآوری خلاقیت متجلی شده و به مرحله عمل رسیده است، به عبارت دیگر نوآوری یعنی اندیشه خلاق تحقق یافته؛ نوآوری همانا ارائه محصول، فرایند و خدمات جدید به بازار است؛ نوآوری بکارگیری تواناییهای ذهنی برای ایجاد یک فکر یا مفهوم جدید است.

نوآوری شامل چه چیزهایی است؟
بعضی افراد براین باورند که خلاقیت ذاتی است، برخی دیگر باور دارند که با آموزش هرکس میتواند خلاق شود. در دیدگاه دوم خلاقیت را میتوان فرایندی چهار مرحلهای دید مرکب از ادراک، پرورش، الهام و نوآوری. ادراک یعنی نحوه دیدن چیزها.
خلاق بودن یعنی چیزها را از زاویهای منحصر به فرد دیدن. به عبارتی یک فرد ممکن است راه حلهای یک مسئله را طوری ببیند که دیگران نمیتوانند آن طور ببینند. رفتن از ادراک به حقیقت به هر حال فوراً اتفاق نمیافتد.در عوض اندیشهها از فرایند پرورش میگذرند. بعضی اوقات افراد نیاز دارند که در مورد اندیشههای خود تعمق کنند. این به معنای فعالیت نکردن نیست بلکه در این مرحله افراد باید دادههای انبوهی را که ذخیره، بازیابی، مطالعه و دوباره شکل دهی کردهاند در نهایت در قالب چیزی جدید بریزند. گذشت سالیان برای طی این مرحله امری طبیعی است.در فرایند خلاقیت الهام آن لحظهای است که تمامی تلاشهای قبلی شما به طور موفقیت آمیز به ثمر میرسند. گرچه الهام به شعف میانجامد اما کار خلاقیت تمام نشده است. خلاقیت نیاز به تلاشی نوآور دارد.
نوآوری یعنی گرفتن آن الهام و تبدیل آن به تولیدی مفید- خدمت یا روش انجام چیزی.این گفته را به ادیسون نسبت میدهند که «خلاقیت یعنی یک درصد الهام و ۹۹ درصد عرق ریختن» به عبارتی ۹۹ درصد نوآوری را آزمودن، ارزشیابی کردن و باز آزمودن آن چیزهایی تشکیل میدهد که توسط الهام دریافت شده است. معمولاً در این مرحله است که یک فرد دیگران را بیشتر مطلع و درگیر آن چیزی میکند که روی آن کار کرده است.
فرصتهای خلاقیت در چهار گروه فرصت داخلی و سه گروه فرصتهای خارجی تقسیمبندی شده است:
فرصتهای داخلی
وقایع غیرمنتظره: مثل شکستها یا موفقیتهای غیرمنتظره
ناسازگاریها
نیازهای فرایندی و تغییرات در صنایع و بازارها

فرصتهای خارجی (در محیط علمی و اجتماعی سازمان)
تغییرات جمعیتی
تغییر نگرش
دانش جدید
ویژگیهای افراد اخلاق
روانشناسان سعی داشتهاند تا مشخصات افرادی که دارای سطح بالایی از خلاقیت هستند مشخص کنند، «استیوز جابز» عوامل زیر را برای افراد خلاق بیان داشته است:
- سلامت روانی و ادراکی: توانایی ایجاد تعداد زیادی ایده به طور سریع
- انعطاف پذیری ادراک: توانایی دست کشیدن از یک قاعده و چارچوب ذهنی
- ابتکار: توانایی در ایجاد و ارائه پیشنهادهای جدید
- ترجیح دادن پیچیدگی نسبت به سادگی: توجه کردن و در نظر گرفتن چالشهای جدید مسائل پیچیده
- استقلال رأی و داوری: متفاوت بودن از همکاران در ارائه نظرات و اندیشههای نو
عدهای دیگر ویژگیهای افراد خلاق را به صورت زیر دستهبندی میکنند:
خصوصیات ذهنی:
کنجکاوی
دادن ایدههای زیاد در باره یک مسئله
ارائه ایدههای غیرعادی
توجه جدی به جزئیات
دقت و حساسیت نسبت به محیط به خصوص به نکاتی که در نظر دیگران عادی به شمار میروند
روحیه انتقادی
علاقه وافر به آزمایش کردن و تجربه
نگرش مثبت نسبت به نوآفرینی
خصوصیات عاطفی:
آرامش و آسودگی خیال
شوخ طبعی
علاقه به سادگی و بی تکلفی در نوع لباس و جنبههای گوناگون زندگی
دلگرمی و امید به آینده
توانایی برقراری ارتباط عمیق و صمیمانه با دیگران
اعتماد به نفس و احترام به خود
شهامت
خصوصیات اجتماعی:
پیش قدمی در قبول و رویارویی با مسائل
مسئولیت پذیری و توانایی سازمان دادن به فعالیتهای گوناگون
قدرت جلب حس اعتماد و اطمینان دیگران.
